محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2141

مرآة البلدان ( فارسى )

مر ايشان را طارى و حادث شود . آخر الامر حب وطنى و حميت ملتى سبب گرديد كه يك‌مرتبه اهالى مدى متفق القول و متحد الرأى شده به نزد دژوسس آمدند و او را به سلطنت بالاستقلال اختيار كردند . دژوسس كه از تمهيد اين مقدمات اميد و ترقب حصول اين مرام و وصول بدين مقام داشت فرصت غنيمت شمرده و مسئلت ايشان را على الفور اجابت نمود . پس فرمان داد كه چون شوكت و حشمت سلطنت را مقرى درخور و جايگاهى لايق و منزلى رفيع البناء لازم است ، قصرى ملوكانه و بنائى فراخور سلطنت در يكى از نقاط منتخبه و اماكن متنزهه خوش‌آب‌و هواى مملكت او ساخته شود و براى حفظ و حراست وجود سلطنت قراول و پاسبان مقرر گردد . به موجب فرمان دژوسس در نقطه‌اى كه موسوم به اكباتان بود شهرى و قصرى بنا كردند . نگارنده گويد اگرچه در اكباتان و محل آن اختلاف است و بعضى آن را تخت سليمان خمسه هم گفته‌اند اما ظن قوى اين است كه اكباتان همان همدان است . برخى هم براين‌اند كه پايتخت كيقباد شهر اصفهان بوده . ولى در نظر نگارنده اين قول ضعيف است . خلاصه آن شهر و قصر به حكم دژوسس با كمال رفعت و شكوه ساخته و پرداخته شد و به انواع تزئينات و آرايشها كه درخور سراى سلطنت و شهريارى بود آراسته و مزين گرديد و تفصيل بناى شهر اكباتان و طرح و وضع قصر دژوسس را اگر روزگار امان داد و با فرصت و مجال توأمان گرديديم ، در بعض مجلدات كتاب مرآة البلدان در طى لغت همدان ، مشروح و مبسوط ذكر خواهيم نمود بعون الله و حسن توفيقه . ايام و اعوام فترت مدى را كه بعد از آرباس بود ، تا زمان جلوس دژوسس آنچه مورخين يونانى نوشته‌اند مطابق است با قول مورخين عرب و عجم . منتها اين است كه سلطنت منوچهر و نوذر و زو فراموش و متروك شده . اما به موجب بعضى از اشعار شاهنامه كه در بيان وضع انقلاب مملكت و انتخاب كيقباد است باز مطابق مىشود با تاريخ يونانيان و چنين مفهوم و مستفاد مىشود كه كيقباد همان دژوسس يونانيان باشد و آن اشعار از قرار ذيل است :